تبلیغات
واقعه - وصیت نامه سردار شهید رحمت غلامیان
واقعه
دفاع مقدس بزرگ ترین واقعه ی قرن اخیر
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 1392/02/1 توسط مرتضی بابانژاد


بسیجی مخلص سردار شهید رحمت غلامیان

تاریخ تولد: 1345/1/3 تاریخ شهادت: 1367/2/3

محل شهادت : خرمال

خلاصه ای از وصیت نامه شهید:

پرودگارا سپاست می گویم که به این حقیر رحمتی عطا کردی تا اینکه بتوانم در راه تو و اسم تو و در دفاع از دین و قرآن تو جهاد کنم.



پرودگارا تو را شکر می کنم که با شش بار مجروح شدن مرا از راه اصلی ام که بسوی تو بود منحرف نکردی.

خدایا تو راه شکر میکنم که چندین بار مرا تا لب مرگ نزدیک و مزه مرگ را به من چشاندی و ایمانم را حفظ کردی و باز هم می گویم که خدایا تو را سپاست می گویم که با این همه حرفهایی که هر وقت و زمان که از جبهه می آمدیم شماتت و زخم زبان می زدنند تو قدرت تحمل سخن مخالف را به ما دادی و از مسیر الهی تو منحرف نشدیم.

خداوندا تو را شکر می کنم که در طول جهاد و مبارزه آن پندی را که همیشه از تو درخواست می کردم به من عطا کردی و آرزوی دیرینه مرا که همین شهادت بود برآورده نمودی.

دشمنان بدانند آنقدر به جبهه می روم و عهد کردم که بروم و بجنگم و می جنگم تا در راه خدا کشته شوم.

پس باید خود را با مناجات به خدا نزدیک کنید که خداوند با شماست. سعی کنید تا دیگران از شما درس عبرت بگیرند و الگو باشید.

وصیتم به شما دوستان و آشنایان، برادران بسیج و انجمن اسلامی و امت حزب الله هیچ وقت از هیاهوی دشمنان نترسید و نگویید که دشمنان چه دارند و چه ندارند.

مساجد را حفظ کنید، دعاها را فراموش نکنید که این دعاها بهترین درمان برای تسکین دردها است. همیشه به یاد خدا باشید.

برادران بسیجی ام، کف پای شما را می بوسم و به این بوسه افتخار می کنم. به مظلومیت شما افتخار می کنم چرا که امامان ما و یاران آنها مظلوم بودند و همه شما مظلومید، پیامبر شما مظلوم بود، مولا علی (ع) مظلوم بود اگر نبود به گردنش ریسمان نمی انداختند و 25 سال خانه نشین نمی کردند.

زهرای شما مظلوم بودند که خانه اش را آتش زدند و درب نیم سوخته را به پهلویش زدند و بین درب و دیوار جای گرفت و صورتش را سیلی زدند.

وحدتتان راحفظ نمایید که خدا با شماست. افتخار کنید در عین حال که در جبهه شجاعید و در پشت جبهه غریب و گمنام و مظلومید. اما پیش خداوند سربلندید. لذا بر این مظلومیت افتخار کنید و وحدتتان را هم حفظ نمایید که خدا با شماست.

چند کلمه ای با آن افرادیکه پس از چند سال انقلاب و جنگ هنوز بخود نیامدند و در حالت بی تفاوتی به سر می برند می گویم که از حالت بی تفاوتی بیرون بیایید. کمی به فکر شهدا باشید، به فکر اسلام باشید، به فکر قرآن باشید، از یتیمان شهدا شرم و حیا نمایید.

ای برادران و مردم بزرگوار و مبارز، من به جبهه رفتم و رفتن من فقط برای رضای خدا بود نه برای جمع کردن مال و اموال دنیا «حب الدنیا راس کل خطیه» من به جبهه رفتم تا برای رضای خدا بجنگم و در همین راه کشته شوم.

مادر و خواهرم، در زندگانی مسائل اسلامی را رعایت کنید، سعی نمایید برای دیگران نمونه و الگو باشید. و اما شما برادرانم، به شما که ادامه دهندگان راه شهدا و راه خونبارم هستید سفارش می کنم که در این راه استوار به پیش بروید و مظلومیت آنها را فراموش نکنید، دنیا مزرعه ای است برای آخرت زیاد به فکر مال واموال دنیا نباشید، فریب نخورید که دنیا می گذرد.





قالب وبلاگ