تبلیغات
واقعه - قرآن و نهج البلاغه
واقعه
دفاع مقدس بزرگ ترین واقعه ی قرن اخیر
نوشته شده در تاریخ جمعه 1392/01/30 توسط مرتضی بابانژاد

این كتاب وقتى در كنار قرآن قرار بگیرد ، یقینا تالى قرآن است . یعنى ما دیگر كتابى نداریم كه داراى این حد از اعتبار و جامعیت و قدمت باشد . لذا احیاى نهج البلاغه وظیفه ما شیعیان تنها نیست ، وظیفه همه مسلمانهاست ، یعنى هر كس على بن ابیطالب « علیه السلام » را قبول دارد ، و مسلمان است چون در اسلام كسى نیست كه این بزرگوار را قبول نداشته باشد همه مسلمانها به عنوان احیاى یك میراث بى‏نظیر اسلامى باید نهج البلاغه را زنده كنند . و این احیا نه فقط به معناى كثرت چاپ ، كه خوب زیاد هم چاپ شده ، بلكه به معناى كار كردن و تحقیق كردن در زمینه آن است ، همچنانكه در زمینه قرآن كریم كار شده ، تفسیرهاى زیادى نوشته شده ، در علوم قرآنى كار شده ، در باره نهج البلاغه هم باید این كارها انجام گیرد . همان‏طور كه قرآن خوانده مى‏شود نهج البلاغه هم باید خوانده شود . چون تالى قرآن است ، دنباله قرآن است . همان‏طور كه مسلمانها خودشان را موظف مى‏دانند با قرآن انس پیدا كنند و ندانستن قرآن را براى خود نقص مى‏شمارند ، ندانستن نهج البلاغه هم باید نقص به حساب بیابد .

نكته دیگرى كه فوق العاده مهم است و به نظر من تكلیف همه ماست ، این است كه ما موقعیت صدور این سخنان و احوال گوینده آنها را به خوبى بشناسیم و بدانیم كه این آگاهى و شناخت براى بسیارى از بیماریهاى جامعه ما شفایى عاجل است . زیرا وقتى گوینده این سخنان را مورد مطالعه قرار مى‏دهیم ، مى‏بینیم یك انسان عادى نیست ،

بلكه دو خصوصیت دارد كه سخن او را ، از این جنبه‏اى كه مى‏خواهم بگویم ، به اهمیت فوق العاده‏اى مى‏رساند . آن دو خصوصیت یكى حكمت و دیگرى حاكمیت

[ 41 ]

اوست . على « علیه السلام » اولا یك حكیم است ، از آن كسانى كه « یُؤتِى الْحِكْمَةَ مَنْ یَشَاءُ » . 3 یعنى حكمت الهى به او داده شده ، جهان را و انسان و حقایق آفرینش را و دقایق هستى را مى‏شناسد ، حكیم یعنى این . به حقایق جهان واقف است ، حالا به عقیده كسانى كه او را امام معصوم مى‏دانند ، به الهام الهى ، و به عقیده آنهایى كه او را امام معصوم نمى‏دانند به تعلیم از پیغمبر « صلى اللّه علیه و آله و سلم » و از اسلام . به هر حال در اینكه انسان بصیر و حكیمى است بهره‏مند از حكمت پیغمبران ، و به حقایق آفرینش و آنچه در گنجینه‏هاى خداوند است آشنا است ، كسى تردید ندارد ، این خصوصیت اول ایشان بود . خصوصیت دوم اینكه آن حضرت در زمانى خاص حاكم جامعه اسلامى بود ، و مسؤولیت حكومت داشت . این دو خصوصیت یعنى حكمت و حاكمیت كه در امیر المؤمنین « علیه الصلاة و السلام » وجود داشته ، سخنان او را از یك سخن حكمت‏آمیز معمولى بالاتر مى‏برد ، یعنى خصوصیت و بعد جدیدى به سخنان او مى‏دهد .

اما راستى سخن او چیست ؟ امیر المؤمنین « علیه السلام » در سخنرانیهاى خود چه مى‏گوید ؟ این امیرى كه هم حاكم جامعه اسلامى است ، و هم آنچنان پایه و مایه‏اى از حكمت دارد چه گفته است ؟ بدیهى است كه سخن او مطابق با نیازهاست ، و چیزى را كه نیاز قطعى آن مرحله از تاریخ اسلام آن را طلب مى‏كند مى‏گوید . ممكن نیست غیر از آن چیزى بگوید . ممكن نیست كه آن طبیب حاذق دلسوز نسخه‏اى بنویسد ، كه بیمار او به آن احتیاج ندارد ، بنابراین ما از نسخه امیر المؤمنین « علیه السلام » یك چیز دیگر پیدا مى‏كنیم ، آن چیست ؟ آن وضعیت آن روز جامعه اسلامى است .

هیچ تأویلى نمى‏تواند این قدر گویا باشد . هیچ گزارشى نمى‏تواند این قدر دقیق باشد و بگوید كه جامعه آن روز در چه شرایطى زندگى مى‏كرده ، چنان كه على بن ابیطالب « علیه السلام » آن را بیان كرده است . ما امروز در دورانى زندگى مى‏كنیم كه مایلیم آن را تشبیه كنیم به دوران صدر اسلام ، یعنى ولادت دوباره اسلام . آن روز ، روز ولادت نخستین اسلام بود ، امروز روز ولادت دوم اسلام است . آن روز احكام اسلامى عمل و اجرا شد ، امروز هم ما داریم خودمان را به طرف مرّ احكام اسلامى مى‏كشانیم ، آن روز دشمنان اسلام یعنى دشمنان این معارف و این احكام ، با مجتمع نبوى مخالف بودند ،

[ 42 ]

و آنهایى هم كه با انقلاب ما مخالفت مى‏كنند ، با جمهورى مخالف نیستند با اسلام مخالفند ، و البته نه با نام اسلام بلكه با روح و واقعیت اسلام ، و این یك چیز ساده‏اى نیست . آنها حق هم دارند مخالف باشند ، ابرقدرتها ، سلطه‏گرها ، زورگوها ، استثمارگرها ،

تبعیض‏گرها ، تحقیر كنندگان انسان ، توطئه كنندگان علیه ارزشهاى بشرى و انسانى ،

نفى كنندگان ارزشهاى الهى ، اگر از اسلام خائف و نگران نباشند جاى تعجب است ،

چون این ضد همه آن جهت‏گیریها است ، و این خصوصیت آن روز هم وجود داشته است .



قالب وبلاگ